˙·٠•●♥اینجا همه چی در همه♥●•٠·˙
الهی اینترنتت اتیش بگیره اگه اومدی اینجا و نظر نذاشتی!!! :دی
| ||
|
جونم براتون بگه که: حدودا دوسال پیش بود که منو رفیقم برای شرکت تو یه جلسه مهم که اصن به قد و قوارۀ ما نمیخورد دعوت شدیم. درعین ناباوری و ذوق مرگ شدگی در ساختمان محل جلسه حضور به هم رساندیم و سوار آسانسور شدیم. بعد از لحظاتی آسانسور در طبقه موردنظر ایستاد ولی درش وا نشد…من و دوستم یه نگاه عاقل اندر سفیه به هم انداختیم و بعد با یه داد و جمل ی: وااااای گیر کرد ...با چک و لگد و دندون به جون دره افتادیم ! شاید باورتون نشه حتی قلابم گرفتیم ولی اثربخش نبود. در همین حین در حالیکه نفس نفس میزدیم و خودمونو برای فوت کردن آماده میکردیم صدای یه دخترخانوم محترمو از پشت سر شنیدیم که : آقایون لطفا از این طرف بفرمایین ..! :)))) من و رفیقم عین جن زده ها با یه چرخش 180 درجه : جــــــــــاااانم؟؟؟ :| بـــــــعله آسانسور نامرد دوتا در داشت با حداکثر سرعت از محل متواری شدیم و در حال حمد و سپاس به درگاه پروردگار که کسی مارو تو اون وضعیت ندید خودمونو به اتاق جلسه رسوندیم و وارد شدیم . یه آقایی مارو معرفی کرد و ماهم خیلی شیک و مجلسی و مملو از احساس غرور به طرف صندلی هامون قدم برمیداشتیم که ناگهان اشک شوق از چشمامون سرازیر شد. دختر خانوم مورد نظر که تقریبا بالای مجلسم نشسته بود در حالیکه نیشش باز بود دم گوش بغل دستیش که به گمانم رییس جلسه بود یه چیزی پچ پچ میکرد ..! :((( نظرات شما عزیزان: unknown؟
![]() ساعت19:26---6 دی 1392
خدايي آدم با چگال نوشابه بخوره ولي اينجوري ضايع نشه
![]() پاسخ:واقعن آررههههه ![]() ![]() پاسخ: :)) |
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |